نمایندگان مجلس این استان خود حکایتی سوای نمایندگان دیگر نقاط کشور دارند بدین معنی که باشروع انتخابات در باغ سبز را به موکلین خود نشان میدهند در حین انتخابات چون موم در دست سر جنبانان و معرکه گیران پیرامون خود هستند یک شب مانده به انتخابات اگر لازم باشد حاضرند حتی ...... بعد که به مجلس میروند قولها فراموش سایه ها کمرنگ گوشها سنگین شماره موبایلها تعویض کوچه منزل دانه درشتها تعریض وباب دوستی برای رابطه با بزرگان باز وجاده حوزه انتخابیه دراز ودراز ودراز میشود آنچناکه دیگر میلی به حضور معدود و محدود در حوزه انتخابیه در حضرات نمی ماند در پایان چهار سال دو باره موتور را روشن میکنند که کاندید شوند و دوباره شایدکه در این مرحله بر خر مراد سوار که معمولا رقبای جدید اطلاع رسانی لازم را کرده پته حضرات را بر دایره میریزند و مردم دیگر به انها رای نمیدهند آنها معمولا فعالیتهای سود ده و اقتصادی خوبی در این چند ساله پیدا کرده اند ویا پولشان برکت کرده و زیاد شده به هر حال تامین و بی نیاز از مال و مکنت در تهران اقامت میکنند بله نکته همین جاست که در تهران اقامت میکنند نشان دهید از گروه های مختلف اصلاح طلب و اصلا نسب گرفته تا اصول گرا و اصول ورا کدام نماینده سابق به استان برگشته و اکنون در کرمانشاه یا شهر های تابعه سکنی دارد کدامشان دلشان برای وطن زادگاه وحوزه انتخابیشان می تپد مگر همین ها نیستند و نبودند که دست نصر الدین حیدری را میبوسیدند و در جریان انتخابات گله گله حتی از حوزه های خارج از دالاهو میامدند و در توت شامی یا منزل کرمانشاه آقای حیدری تا نیمه شب منتظر می نشستند تا به قول خودشان آقا بیاید و با او بیعت کنند .تا حمایت و آرا جماعت طایفه را داشته باشند و جالب اینجاست که تعابیری که اینان بعد از انتخابات راجع به همین آقا بکار میبردند بسیار خصمانه تر از سخن یک دشمن بود تا گفته یک دوست یا مرید البته آقا هم بسیار زرنگ تر از این حرفها عمل میکرد و میکند بطوری که افتخار بیعت ایشان ممکن بود در یک روز نصیب چند نفر شود علی ایحال نماینده ها میرفته و میروند پشت سر خودشان را هم نگاه نمی کنند
